آخرین مد سال

یک روز میرسد یک ملافه سفید پایان میدهد...

به من... به شیطنت هایم...

به خنده های بلندم...

روزی که همه با دیدن عکسم بغض میکنند

و

میگویند : دیوونه دلمون برای مسخره بازی هات تنگ شده....!!! :\ اخم

(بچه ها زندگی رو شیرین بگیرید ، بخندید همیشه همه جا تا دنیا بهتون بخنده)

 

 

 

بوسه

 

 

 

کجایند 313 نفر؟

کوچه تنگ و تاریک بود . . . بقیه اش بماند


حسن 7 ساله بود . . . بقیه اش بماند


دست آن نامرد بزرگ بود . . . بقیه اش بماند


مادرم 18 ساله بود . . . بقیه اش بماند


لگد به در نیم سوخته محکم بود . . . بقیه اش بماند


اندام محسن ضعیف بود . . . بقیه اش بماند


درون حرامیها کینه ای بود . . . بقیه اش بماند


علی مامور به صبر بود . . . بقیه اش بماند


دور نور ازدحام پلیدی بود . . . بقیه اش بماند


حسین یکه و تنها بود . . . بقیه اش بماند


مادرم بین د و د . . بود . . . بقیه اش بماند

صفحه قبل1...110111112113114...165صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران